كنعان

October 12, 2008

با دوست خود برای تماشای فیلم «کنعان» به سینما می‌روید. بعد از 10 دقیقه دوست‌تان می‌گوید که حوصله‌اش سر رفته و از شما می‌خواهد وقتی اتفاقی در فیلم افتاد، او را بیدار کنید.


وقتی تیتراژ پایانی فیلم نمایش داده می‌شود، دوست‌تان را بیدار می‌کنید تا به خانه بروید.


کل داستان فیلم «کنعان» را می‌توان در یک خط تعریف کرد:


«ماجرای زنی است که می‌خواهد از شوهرش جدا بشود، اما آخرش این کار را نمی‌کند.»


سال‌ها است که تهیه‌کننده‌ها، هنرپیشه‌ها را در پوستر فیلم ردیف می‌کنند تا مخاطب را به سوی گیشه جلب کنند و دیگر مردم به خاطر داستان فیلم به سینما نمی‌روند.

حسام گرشاسبي به من گفت: «فيلم كنعان در مقابل فيلم دعوت، هالوودي محسوب مي‌شود.» ديگه ببينيد «دعوت» چه فيلميه كه اينجوري درباره‌اش حرف مي‌زنند. اما بحث الان، كنعان است.

محمدرضا فروتن: هيچ چيز جديد را به نمايش نگذاشت. كم‌كاري از او نبود.

ترانه عليدوستي: انتظار نمي‌رفت كه بازي و حتي چهره و حركات او شبيه «باران كوثري» بشود. يك بار ديگر با دقت به نقش خانم عليدوستي در فيلم كنعان دقت كنيد و باران كوثري را به جاي او تصور كنيد. متوجه مي‌شويد كه هيچ تفاوتي ميان آنها نيست.


بهرام رادان: حضور او در كنعان مانند اين بود كه در منوي غذاهاي يك ساندويچي در پايين ميدان راه‌آهن، «خوراك ميگو با سس قارچ» هم وجود داشته باشد.

افسانه بایگان: تصور كنيد كه پيش از آغاز مسابقه فوتبال ميان پرسپوليس و استقلال، از آقاي همايون بهزادي هم طي مراسمي تجليل شود.

در كل، اين فيلم ارزش ديدن را ندارد.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: