ماجرای بسیار جالب و خواندنی از یک خانم و دکتر داروساز داروخانه :))

October 20, 2008


خانمي وارد داروخانه مي شه و به دکتر داروساز ميگه که به سيانور احتياج داره…

داروسازه ميگه واسه چي سيانور مي‌‌خواي؟

خانمه توضيح مي ده که لازمه شوهرش را مسموم کنه.

چشم‌هاي داروسازه چهارتا مي شه و ميگه: خدا رحم کنه، خانوم من نمي‌تونم به شما سيانور بدم که بريد و شوهرتان را بکُشيد اين بر خلاف قوانينه من مجوز کارم را از دست خواهم داد… هر دوي ما را زنداني خواهند کرد و ديگه بدتر از اين نمي شه نه خانوم، نـــه شما حق نداريد سيانور داشته باشيد و حداقل من به شما سيانور نخواهم داد.

بعد از اين حرف خانمه دستش رو مي بره داخل کيفش و از اون يه عکس مياره بيرون؛ عکسي که در اون شوهرش و زن داروسازه توي يه رستوران داشتند شام مي‌خوردند.

داروسازه به عکسه نگاه مي کنه و مي گه: چرا به من نگفته بوديد که نسخه داريد؟!

نتيجه‌ي اخلاقي: وقتي به داروخانه مي‌رويد، اول نسخه‌ي خود را نشان بدهيد

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: