ايده هاي اشتباه در ازدواج …

November 10, 2008


1- ازدواج به دليل دوري از خانواده و پدر و مادر:
وقتي وضعيت در خانه‌ي پدري، شوم و اندوه‌بار باشد، ازدواج يك راه گريز محسوب مي‌شود.
تعجبي ندارد كه خيلي‌ها اين راه گريز را انتخاب مي‌كنند؛ اما به‌طور معمول، اين مسيري است كه شما را از چاله درآورده و به چاه مي‌اندازد. يكي دو سال ديگر در خانه‌ي پدر و مادر ماندن، بهتر از آن است كه با نخستين پيشنهاد ازدواج، تن به تاهل دهيد، چون آن‌وقت ممكن است شريك زندگي‌تان تا آخر عمر سبب رنجش و آزار شما گردد.

۲- ازدواج به دليل نگرش يك جانبه‌ي پدر و مادر شما به شخص
مورد نظر:
البته جاي تعجب دارد كه پدر و مادر شما به‌طور واقعي، همسر آينده‌ي شما را دوست بدارند؛ اما دوست داشتن اين فرد از سوي آنان، دليل كافي براي مدنظر قرار دادن ازدواج با آن فرد نيست. سال‌هاي آينده، زماني كه (بعد از ۱۲۰ سال ) از ميان شما رفتند، شما كماكان بايد اسير فرد روياهاي آنان باشيد؛ فردي كه شايد مرد يا زن روياهاي شما نباشد.

۳- ازدواج فقط به دليل پول و ثروت:
اگر شما شيفته‌ي فردي هستيد كه ثروتمند است و فقط به همين دليل حاضريد با او ازدواج كنيد و به ديگر ابعاد توجه نمي‌كنيد، اين ملاك مناسبي نمي‌باشد.ايده‌ي ازدواج كردن با يك فرد، بدون توجه به احساس و عاطفه‌ي قلبي و فقط از روي نگاه مادي گرايانه، به‌طور يقين، عقلاني نيست و اشتباه مي‌باشد.

۴- ازدواج به دليل ترحم و دل‌سوزي به يك فرد:
گاهي انگيزه‌ي فرد براي ازدواج، نجات دادن شخص مقابل از تنهايي، فشارهاي زندگي، مشكل‌هاي اقتصادي و اجتماعي و دليل‌هاي ديگر است.
براي نمونه، دختري كه به پسري وابستگي شديد دارد، مسووليت زندگي او از جمله كار، مسكن و مسائل مادي را مي‌پذيرد. چنين انگيزه‌هايي بعد از مدتي كوتاه، رو به خاموشي مي‌رود و در نهايت، زندگي مشترك را با بحران مواجه مي‌سازد.

۵- ازدواج به دليل خو گرفتن به ارتباط در طي زمان طولاني:
هنگامي كه دو نفر پس از آشنايي، تصميم به ازدواج با يكديگر مي‌گيرند، اشكالي ندارد؛ اما موقعي اجبار به دليل «عادت محض» خطرناك مي‌شود كه دو نفر كه با هم ازدواج كرده‌اند و بعد، از يكديگر طلاق گرفته و به هم عادت كرده‌اند، تصميم بگيرند دوباره شانس خود را امتحان كنند؛ مطمئن باشيد هرگاه بار نخست، كارساز نبوده باشد، بار دوم نيز، كارساز نخواهد بود.

۶- فردي كه براي رسيدن به شما از همسرش جدا مي‌شود:
به‌طور معمول، اين‌گونه ازدواج‌ها، زياد دوام نخواهد آورد و پايه‌اي براي يك رابطه‌ي درازمدت نخواهد بود. فردي كه به خاطر شخصي حاضر است به همسر يا نامزد خود خيانت كند، به‌طور مسلم رابطه‌ي آنان، استحكامي نخواهد داشت؛ زيرا كسي كه توسط شما به فرد ديگري خيانت كرده، روزي نيز به خود شما خيانت خواهد كرد.

۷- ازدواج، ابزاري براي دست‌يابي به خواسته‌هاي ديگر:
گاهي انگيزه‌ي‌ اصلي در تشكيل زندگي مشترك، عشق به فرد مقابل و نياز روان‌شناختي به زيستن با فرد مقابل نيست؛ بلكه او وسيله‌اي براي رسيدن به هدف‌هاي ديگر مي‌شود.
براي نمونه، خانمي كه دوست دارد در خارج از كشور زندگي كند، ممكن است با پيشنهاد فردي جهت ادامه‌ي زندگي مشترك در خارج با او ازدواج كند؛ ولي مسائل فرهنگي، استرس‌هاي متعددي را به دنبال داشته است؛ بنابراين گاهي ازدواج به خاطر ترس از تنهايي، از دست دادن زيبايي، از دست دادن پدر و مادر، كاهش شور زندگي و … صورت مي‌گيرد. در چنين فضايي، امكان سازگاري با مشكل‌هاي زندگي، ضعيف بوده و در نهايت، ضريب ريسك اين ازدواج‌ها، بالا مي‌باشد.

۸- ازدواج به دليل عشق سطحي و زودگذر:
گاهي دو نفر، چنان علاقه‌اي به يكديگر پيدا مي‌كنند كه گمان مي‌برند به راستي، عاشق هم هستند. وقتي هيجان با سرعت چشمگيري در رابطه‌ها پيش برود، شناخت يكديگر به روال عادي و تدريجي خود، پيش نمي‌رود؛ زيرا وقت كافي براي اين امر وجود نداشته است.صراحت، صداقت و اعتمادي كه لازمه‌ي يك رابطه‌ي محكم است، احتياج به زمان دارد. يك آشنايي سريع، هر چه‌قدر هم كه هيجان‌آور باشد، تنها يك صميميت ظاهري به بار مي‌آورد كه به آسان

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: