سوتی‌های سریال حضرت یوسف!

November 11, 2008

تو این پست میخوام با کمک شما نقدی داشته باشیم به سریال حضرت یوسف که این روزها از شبکه اول سیما پخش میشه.نظر شما که در کامنت میاد به این پست اضافه میشه و در نهایت میخوام به یه جمع بندی در مورد این مجموعه برسیم.پس به همراهی شما نیاز دارم.در ضمن این نظر سنجی طنز نیست کاملا جدیه اما ممکنه بعضی از کاستی های ساخت این مجموعه باعث خنده ما بشه.به هر حال این یه نقده که جمعی انجام میشه.اینم بگم فقط اون بخشی از کامنت شما به نظر سنجی اضافه میشه که مربوط به این مجموعه و در شان این نقادی باشه و با کمال پوزش به خاطر حفظ هدف این نظر سنجی از آوردن ابراز لطف شما معذورم اما کامنت های تایید شده شما به طور کامل در بخش نظرات قابل دسترسی است.

خودم:تو صحنه ای که داشتن زندان رو تمیز میکردن متوجه شدم که اون حیوون بیچاره ای که با جارو میزدنش موش نبوده بلکه همستر بوده . از ناخن های فرنچ شده خانم های سریال گرفته تا موهای کلاف کاموایی و خط چشم های مسخره و جوراب های پارازین و مخاطب صبور که …بگذریم.

شاهدی از غیب رسید که ظاهرا در مورد ادبیات اون دوره اطلاعات کافی داره:

پسر نوح :یک چیز مسخره دیگه که یادتون رفت بگید درباره دیالوگ های این سریال بود. دیالوگهاش همش تکراری هست و همش از واژه های همی و بسی …… ستفاده می کنن.

خودم: به قول فرهاد مهراد گفتنی ها کم نیست…

مهدی استاد احمد:به نظرم ضایع ترین سوتی این سریال کارگردانش یعنی سلحشور متعصب بی سواده!

بوالفضول الشعرا:سوتی های بی شماری را شاهد بوده ایم که متاسفانه یادداشت نکردیم!
1-به منطق این دیالوگها توجه شود.محافظ یوسف دارد او را تحویل می دهد به زندانبان و
می گوید: این پیشکار جناب پوتیفار است….درست بعد از رفتن او زندانبان می پرسد: قیافه ات به بنده ها نمی خورد؟؟!!!
2-در همان محیط بسیار آلوده زندان که انگار روی دیوارهایش روغن موتور ریخته اند هنگام نظافت، گرد و غبار و … به عرش اعلی رسیده است اما نه ذره ای از موهای حالت داده شده ی یوسف به هم ریخته و نه پیراهن سفیدش بعد از این نظافت لکه ی کوچکی به خود گرفته…و کاملا سفید سفید باقی مانده!!

3- از بامزه ترین سوتی ها این است که هنگام ورود یوسف به مصر روی سریال موسیقی عربی می شنویم. مصر آن زمان هنوز عرب نبود!!!
آهنگساز صرفا با شنیدن نام مصر به دنبال ملودی ها و سازهای عربی رفته!

4- فرعون مصر که ادعای خدایی می کرد و خدا را بنده نبود به پوتیفار که از بندگانش است می گوید:
“جناب”(!) پوتیفار!
و به یوسف: پسر “جان”!!!
(توجه به روانشناسی شخصیت در نوشتن دیالوگ!)

5- و این دیالوگ امروزی که هنگام مرگ مادر یوسف یکی از زنها می گوید و خیلی توی ذوق می زن

بازم خودم:اون قسمت که زنها دستشون رو با چاقو بریدن یادتونه؟به مدل چاقوها دقت کردید؟فکر کنم آقای سلحشور سر راه که میرفت سر فیلمبرداری خریده بود زیادی امروزی بود.یه چیز دیگه هم بگم.یوسف وقتی میره دربار پوتیفار ۱۱ساله بود و زلیخا ۱۱سال بعد عاشق یوسف میشه یعنی الان که یوسف زندانه ۲۲سالشه اما بازیگر گوگولی در مرز ۳۰به سر میبره.حالا بازم شما بگید.

مهرداد:من که چیز زیادی از این ماجرای سریال متوجه نشدم،راستش خیلی ابتدایی و مصنوعیه،همه چیش البته از دیالوگ گرفته تا حرکات و لباس و….

امیر: در ارتباط با سریال حضرت یوسف

با اینکه این نوع از کار ها باید به شکل نعل به نعل به تصویر کشیده شود اما در یکی دو مورد جزی به دلیل خط قرمز ها ناچار تفاوت هایی ایجاد شده
عدم رعایت راکورد در صحنه ها بسیار بارز است
کارگردان در حساسترین لحظات ، نوع بازی هنرپیشگان خود را به خدا سپرده !!!
نمونه ی بارز ان لحظه ای که در حضور جناب بوتیفار آن طفل چند ماه دهان به سخن می گشاید و گواهی بر
گناهکار بودن زلیخا می دهد
هیچ کسی در آن جمع از سخن گفتن کودک تعجب نمی کند ! فقط مادر کودک سخنگو ! بدون کوچکترین تغییر
میمیک صورت رو به دوربین می کند و می گوید : ” مادر به فدایت تو چگونه سخن گفتی ؟! “

و همچنین جناب بوتیفار روشنفکر معتقد به گفتگوی تمدن ها ! بسیار روشنفکرانه بدون کوچکترین خشمی از این عمل ؛ احتمالا این حرکت زلیخا را عملی ناجوانمردانه تلقی می کند ! و بدور از عصبانیت چند دیالوگی می گوید و ….
در کل دکوپاژ و طراحی میزانسین کارگردان

محمدرضا عالی پیام(هالو):اول فیلم که یوسف مسول کنترل غذا تو آشپزخونه بود, به اینکه سهمیه غذای معبد 5 نفره ولی 20 تا غذا میبرند اعتراض میکنه. بعد میبینیم تعداد آدمای معبد نه 5تاست نه 20 تا. صدها خدمه تو معبد وول میخورن که معلوم نیس سهمیه غذاشون از کجاس.
بعلاوه معبدی با اونهمه تشکیلات عریض و طویل که حتا سربازخانه و حرمسرا داره , یه آشپزخونه نداره که معاون کاهن بزرگ مجبور نباشه یقلویشو ورداره بیاد تو صف آشپزخونه بوتیفار پلو نذری بگیره.

محمد جاوید:بزرگترین سوتی آن دادن نقش زلخیا به زنی 46 یا 47 ساله (کتایون ریاحی ) است در صورتیکه طبق آیات قرآن و احادیث زلیخا زنی جوان و بسیار زیبا جذاب بوده گویا ترسیده اند اگر این نقش را به یکی از هنرپیشه های جوان و زیبا تر از کتایون ریاحی بدهند تماشاچیان به گناه بیافتند.

مجتبی:شما را چه شده است‌؟
چرا این گونه یک طرفانه به تاخت و تاز علیه سریالی چنین مسحور کننده پرداخته اید ؟
مگر نه اینکه در این شب ها خطر نبودن طنز 90 شبی تلویزیون ما را در معرض تعطیلی قرار داده است ؟
هر آینه فرصت را غنیمت شمارید و هفته ای یکبار به نظاره شاهکار استاد عزیزم فرج ا… بنشینید .
بعضی از دوستان آن چنان عنان از کف داده اند که گویی می پنداشتند باید استاد عزیزم فرج ا… ، ایشان را جهت مراوده با زلیخا برمی گزید.
از خواب غفلت برخیزید که تنها 22 قسمت از این شاهکار باقیست !
‌اینها را جهت نصیحت اینجا ننوشتم که خویش را کوچکتر از آن می بینم.

بهروز:1– همستر بجای موش که نوبر است.
2-زندانیها در زندان در تعطیلات هستند. دائما در حال خوردن و لنباندن!! انگار نه انگار که مثلا قرار است اینجا یک سیاهچال باشد.
3-احمقانه بودن بعضی رفتارها، مثلا مسئول شراب فرعون پشیمان میشود که این شراب سمی است نخورید، بعد هر دو نفر را میخواهند بکشند در حالی که علی‌الاصول باید وی پاداش میگرفت. یا فرعون آنقدر ابله است که میگوید دو نفر را ببرید بکشید و اصلا به عقلش خطور نمیکند که حتی یک سوال بپرسد چرا این کار را کردید و به تحریک چه کسی؟ تا بعد پوتیفار ، انیشتین وار اعلام نظر کند که باید آنها را زنده نگه داریم تا بگویند چه کسی؟ جالب اینجاست که در همان مجلس حتی یک سوال هم از آنها نمیپرسند به تحریک چه کسی؟ بعد هم این دو نفر را با هم در یک سلول می‌اندازند. در حالی که اگر گروهی قرار باشد اینقدر قوی باشد که به فکر کشتن فرعون بیفتد قطعا برای ساکت کردن و کشتن آنها هم اقدام میکند.
3-البته سلیقه افراد در تشخیص زیبایی متفاوت است، اما نه اینقدر!
4-من واقعا اعتقاد دارم برای ساخت این سریالها اول باید از سناریو نویس و کارگردان تست هوش گرفت.
5-خوشبختانه تلاش میکنم که کمتر مرتکب دیدن شوم

نویسنده ای که خواست نامش فاش نشود:متاسفم فقط همین

علی حسینی:
این مجتبی خان هم چه توپ پری داشت .این فیلم بی معنی طرفدار نداشت نداشت تا اینکه یک هوادار دو آتیشه اومد . بقولی دیر آمدم ولی ….
من نود درصد آشنایانم عشق این فیلمن و سعی می کنم برنامه ی صله ی ارحامم رو جوری طنزیم !! کنم که زمان پخش این سریال خونه ی کسی نباشم و الا مکافات است باید خودم را کنترل کنم که از خنده روده بر نشم . روده دراز شدم بهتره بقیشو برای وبلاگ خودم بزنم که بی صاحب مونده مشتری هم نداره …

م.فلک:به نظر بنده ابتدا یک توضیح نسبت به تیترتان خالی از لطف نیست که تو چی میگی ممکنه این حس رو به انسان بده که یعنی تو دیگه چی میگی و اصلا به تو چه که اضهار نظر میکنی
در قدم دوم ذکر این نکته که سلحشور اگر قدری پیاز یا سوزن در کنار یوزارسیف قرار میداد می شد با این بازیگر ارتباط برقرار نمود چون به کلی نمی داند که گریستن یعنی چه؟
و هر وقت می خواهد به گریستن بپردازد قدری به آسمان قدری به زمین قدری به روبرو قدری به کارگردان نظر می افکند تا زمانی که دیالوگ به اتمام برسد و نیازی به نمایش چشم های اشکبار نباشد.

خودم:در جواب این دوست باید بگم که در توضیح این پست کاملا روشنه که هدف نظر سنجی است مگر اینکه خواننده ای بدون خوندن توضیح نظر بده که باید ازش پرسید چرا پای مطلبی که نخونده بود رو امضاء کرده و اگر مخاطبی ابتدا عنوان و بعد توضیح پست رو بخونه قطعا دچار سوء تفاهم نمیشه.ممنون از دققتت.

شیخ ابو امیر:من بیشتر در این فکرم که آقای جاوید: به به! ثانیا من مونده م مدیرامور مالی سریال (که احتمالا حجت الاسلام سلحشور! بودن) کجا ده میلیارد تومن(100 میلیارد ریال- 10 میلیون دلار) رو هزینه کردن؟ و اگر واقعا همه رو هزینه کردن خجالت نکشیدن با این سریال تاریخی ضعیف و خیلی جاها غیر مستدل؟

هامش:داوود میرباقری که امام علی رو ساخت… با اینکه این سریال موضوعیت جنسی نداشت ولی قطام هم رقصید… هم عشوه ریخت…. هم دلبری کرد….. هم چشماش و خمار کرد…. همین مونده بود لخت بشه …. حالا شما فرض کن که سریال حضرت یوسف رو می دادن به داوود میرباقری ….. نقش زلیخا رو هم / هدیه تهرانی/ نیکی کریمی/ یا ویشکا آسایش بازی می کرد….. بعد شما تصور کن صحنه مراوده و… اینا…. جوری می شد که فقط قسمت اول و آخر رو نشون می دادن …. بعد CD غیر مجازش در میومد/ وای ….. شما تصور کن اینا می خواستن متن قرآن رو مو به مو پیاده کنن ….. مثل برنامه های ماهواره باید زیرش می نوشتن …. 18-

و اما بازم خودم:دوستی به نام دریا پیام گذاشت و در مورد انتقادی که به کلاه گیس زلیخا داشتم با استناد به متن کتاب سینوهه پزشک مخصوص فرعون که در اون قید شده که زنان مصر باستان موهای خودشون رو میتراشیدن و به جاش کلاه گیس میذاشتن و این از جذابیت های زنان مصری و افتخار مردان برای مراوده با اونها بوده من رو متهم به بیسوادی تاریخی کردن.متن کامنت ایشون رو پاک کردم اما گلایه ایشون رو منتقل میکنم و جواب خودم رو میگم.

۱-اول اینکه من هم مثل شما این کتاب رو خوندم اما باید اینو بگم که ماهیت این کتاب تایید نشده و همینطور ماهیت پزشکی به نام سینوهه.به هر حال …

۲-بازهم با در نظر گرفتن این موضوع به خاطر حفظ تعادل در نمایش باید به این نکته توجه میشد که آوردن این دو پلان پشت هم تو ذوق بیننده میزند که البته حق با شماست و در مقایسه با دلزدگی از شیوه آرایش هنرپیشه ها چندان اهمیتی نداره.

۳- زنان مصری موهای خودشون رو میتراشیدن قبول اما فکر میکنید چند نفر این کتاب رو خوندن؟خیلی ها تو روستاهای دور این مجموعه رو میبینن برای اون ها و خیلی های دیگه باید این توضیح داده بشه مثلا میشد تو یک پلان زلیخا رو در حال پیرایش نشون میداد که داره کلاه گیس عوض میکنه.

۴-متاسفانه انقدر این سریال مشکل داره که برادر زاده کوچک من باور نمیکنه این قصه از زیباترین قصه های قرآن است تا جایی که اصرار داره که آخر سریال یوسف و زلیخا ازدواج میکنند و هرچی ما میگیم بچه این قصه ی قرآنه یوسف پاک و شریف بوده به هیچ عنوان نمیتونه بپذیره که این روایت قرآنی است و فکر میکنه برداشتی از اون قصه است!!!

۵-به هر حال دوست عزیز من به انتقاد شما احترام گذاشتم و اون مطلب رو تصحیح کردم اما انتقادم رو پس نمیگیرم و اینکه اگر قرار باشه بین من و آقای سلحشور یک نفر متهم به بیسوادی تاریخی بشه قطعا آقای سلحشور پیش گام من هستند.و در نهایت ممنونم که اومدی و نظر خودت رو اعلام کردی.

مامان آینده:واقعا حیف شد من خودم سوره حضرت یوسف را بارها در قرآن خوانده ام و این سوره رو خیلی دوست دارم و توقعم از این سریال خیلی بیشتر از این ها بود

1- تیتراژ اول سریال اصلا جذاب و تاثیر گذار نیست . تصویر چشم و ابرو نشون میدهند

2- دوران کودکی یوسف اصلا خوب نبود

3- بازیگر نقش حضرت یعقوب اصلا مناسب نیست

4- صحنه مراوده یوسف با زلیخا اصلا جالب نبود و وجود شخصی به شکل شیطان واقعا خنده دار بود

5- وجود فرشته وحی بسیار خنده دار و بچه گانه بود

6- کتایون ریاحی مناسب نقش زلیخا نبود چون سنش بالا است

7- همسر آمون هتپ بزرگ واقعا نامناسب و خنده دار است خیلی پیره و با این آرایش وحشتناک شده

عبدالله قوامی:بنظرم ضایع ترین بخش از سریال آمن هوتپ هستش..ایشون جزء معدود مصری هایی هستن که با لهجه اصفهانی صحبت میکنن…فکر کنین…میگه: “این بچه(با لهجه اصفهانی) رو بفرستین بره با بقیه بچا بازی کونه”…
خیلی افتضاحه…
یا اون یکی…از کاهنای معبد با لهجه کرمانشاهی…:” آی …بیا ایجا بینم…تم نمیتانی منه ببینی…؟؟؟!!”
بگذریم…خدا به خیر کنه…

کرم کتاب:سریال معمائی جالبیه! چون ما کلاً می نشینیم ببینیم در هر قسمت چندتا سوتی می توانییم بگیریم!
بعضی سوتی ها خیلی تو چشم هستند که دوستان در بالا بهش اشاره کردند.
بعضی سوتی ها معنائی هستند که محل بحث متخصصان می باشد.

اما سوتی جالب این هفته: در زمانی که حضرت یوسف شلاق می خوردند. بر پشت پیراهنش آثار شلاق به صورت افقی بود، در حالی که نگهبان به صورت عمودی یعنی از بالا به پایین شلاق می زد!

به نظر می رسد کارگردان به جای استفاده از نیروهای متخصص در گریم و طراح صحنه، از پسرخاله ها و پسر عمه های خودش استفاده کرده است

داوود مرادی گراوند:من واقعاً از بابت تاختن به چنین سریال مسحور کننده‌ای نادم‌ام، اما فرای همه‌ی حکایات پشت صحنه (که درست یا غلط‌اش بر این حقیر مسلم نیست و تهمت به مسلم و مسلمه نمی‌زند) شرم‌آور است چنین روایت پر از وهن و جلافتی از یک حکایت تاریخی متواتر در کتب مقدس؛ در هر حال هدف آقای سلحشور کندن چاهی برای جذب آن اعتبار تاریخی برای یک سریال تاریخی! بوده که ماشااللهﷻ در امر چاه‌کنی هم خبره و موفق نشان دادند. در زمانی که فضاحاتی مانند پرچم‌های قلعه کاوه و پروژه مشکوک‌الوصول مختار با بودجه‌های چند میلیارد تومانی حکومتی ساخته می‌شوند،‌نوش جانشان باد آقای سلحشور، فقط: وای اگر از پس امروز بود فردایی

منبع مژگان افروزی

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: